تو را هرگز نفهمیدند…

تقدیم به زنده یاد سردار سلیمانی:

تپش‌های دلم از درد ناملموس می‌گویند
از این داغی که شد در سینه‌ام محبوس می‌گویند

اقاقی‌های این صحرا پس از مرگِ تو پژمردند
تو را هرگز نفهمیدند و از افسوس می‌گویند

تو با مرغان دریایی چه رازی را بیان کردی؟
که توصیف کلامت را به اقیانوس ‌می‌گویند!

تو در بین کدامین آتشِ تاریخ گل کردی؟
که دائم آسمانی‌ها به تو ققنوس می‌گویند…

تو با خونت شهادت‌نامه را بوسیدی و رفتی
و حالا واژه‌ها یکریز از این قاموس می‌گویند

ولی دیری نمی‌پاید؛ کیانی‌های ایرانی
برای دیوها از خشمِ کیکاووس می‌گویند…

#محمدعلی_عرب_نژاد

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

یک روز در رودبار جنوب

#هوالعادل توی پرانتز: نهایتا دوتا خیابان پایین تر یا سر اولین میدان نزدیک خانه از #میوه_فروشی محله هندوانه و پیاز و سیر و گوجه و مرکبات را در پاکت پلاستیکی ضدعفونی شده و تمیز گذاشته کارت می‌کشیم و با کلی غرزدن از ...

تشکر از نقد و برسی استاد کاووس سلاجقه بر یک غزل

هوالعالم جناب آقای استاد کاووس سلاجقه با سلام و عرض ادب فراوان پس از خواندن متن یادداشت بسیار ادیبانه و عالمانه و پر از لطف شما در ذیل غزلی کوتاه و ناقص از بنده لازم دیدم به عنوان شاگردی کوچک از ابراز ...

نقد استاد کاووس سلاجقه بر یک غزل

متن کامل نقد استاد کاووس سلاجقه  عضو محترم هیات مدیره اندیشه سرای فردوسی کرمان و مدرس دانشگاه بر  یک غزل: درود و به امید تن درستی و سرزندگی همه ی ایرانیان وجهانیان: امشب درنقدشعر(مجازی) انجمن ادبی دل عالم هم راه بایاران وعزیزان هستیم ...