سردار تاب روضه‌ی دیوار و در نداشت

رعدی وزید و سرعت طوفان شدید شد
باران! ببار؛ نوبت فصلی جدید شد

از آتش سیاه، به گلزار معرفت
گلبرگ لاله سوخت؛ ولی روسفید شد

آرام بود خوابِ جهان در شبی مخوف
یک‌مردِ پاک، کشته‌ی دستی پلید شد

با او بگو که روز جهان شب شده؛ ولی
برخیز پهلوان! که برای تو عید شد

سر داد و پر کشید به پهنای آسمان
جسمش شبیه آیه‌ی حبل‌الورید شد

سردار تاب روضه‌ی دیوار و در نداشت
قبل از شروع مجلس مادر شهید شد

محمدعلی عرب نژاد

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

شنبه معرفی کتاب : آسمان نیلی

#شنبه #معرفی_کتاب …سرم را روی شانه‌اش گذاشتم و گفتم: _جانم؟ _چقدر این جانم گفتنت رو دوست دارم، اصلا می‌دونی من چقدر دست دارم؟ _همون‌قدری که من تو رو دوست دارم. _تو منو چقدر دوست داری؟… ? #رمان: #آسمان_نیلی ? #فاطمه_سادات_اولیا @aakef_ir aakef.ir

کمی تکیده تر از قاب روی دیوارم

کمی تکیده‌تر از قاب روی دیوارم و از سکوت پر از انتظار سرشارم چنان گذشت به من عمر، تلخ و بی‌حاصل به جان عشق از این روزگار بیزارم به جرم شعر و تغزل شماطتم کردند به دردِ لعنتیِ شاعری گرفتارم روانی‌ام؟ به ...

شنبه معرفی کتاب: رهبران آخر غذا می خورند

#شنبه_ها #معرفی_کتاب …وقتی غزالی احساس خطر می‌کند به بقیه‌ی گله هشدار می‌دهد و فرصت حفظ بقای همگان را افزایش می‌دهد. متاسفانه بیشتررما در محیط‌هایی کار می‌کنیم که اعضای گروه خیلی به سرنوشت یکدیگر اهمیت نمی‌دهند و گاهی اوقات… #کتاب #رهبران_آخر_غذا_می_خورند ? نویسنده: ...