کمی تکیده تر از قاب روی دیوارم

کمی تکیده‌تر از قاب روی دیوارم
و از سکوت پر از انتظار سرشارم

چنان گذشت به من عمر، تلخ و بی‌حاصل
به جان عشق از این روزگار بیزارم

به جرم شعر و تغزل شماطتم کردند
به دردِ لعنتیِ شاعری گرفتارم

روانی‌ام؟ به شما چه؟ شما چه می‌فهمید؟
رها کنید مرا در میانِ افکارم

نفس نمانده برایم یکی بیاید کاش
کشان کشان برساند مرا به سیگارم

خیال می‌کنم و هی خیال پشت خیال
یکی نشسته کنارم که دوستش دارم

محمدعلی عرب نژاد

از مجموعه شعر
به وقت پارادیس

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
x

شاید بپسندید

شنبه معرفی کتاب : آسمان نیلی

#شنبه #معرفی_کتاب …سرم را روی شانه‌اش گذاشتم و گفتم: _جانم؟ _چقدر این جانم گفتنت رو دوست دارم، اصلا می‌دونی من چقدر دست دارم؟ _همون‌قدری که من تو رو دوست دارم. _تو منو چقدر دوست داری؟… ? #رمان: #آسمان_نیلی ? #فاطمه_سادات_اولیا @aakef_ir aakef.ir

شنبه معرفی کتاب: رهبران آخر غذا می خورند

#شنبه_ها #معرفی_کتاب …وقتی غزالی احساس خطر می‌کند به بقیه‌ی گله هشدار می‌دهد و فرصت حفظ بقای همگان را افزایش می‌دهد. متاسفانه بیشتررما در محیط‌هایی کار می‌کنیم که اعضای گروه خیلی به سرنوشت یکدیگر اهمیت نمی‌دهند و گاهی اوقات… #کتاب #رهبران_آخر_غذا_می_خورند ? نویسنده: ...

حرفم را می زنم(یادداشتی برای وقایع اخیر)

هوالمنصف دوستی امروز به من گفت تو چطور شاعر و اهل قلمی هستی که از وقایع اخیر چیزی نمی‌نویسی؟ ترجیح داده بودم در میان داد و دودها خفه‌خون بگیرم. ولی نمی‌دانم چه شد که نوشتم و شد این: من نه طرفدار بدون ...